خيلي دلم هواي مشهد كرده بود ولي اون مشهدي كه فكر ميكردم بعد كنكور ميام با اين مشهد خيلي فرق داشت اينگار ...خيلي قشنگ بود امروز سحر كه بارون ميومد و من كنار سقاخونه روبرو پنجره فولاد وايساده بودم ولي اينگار من اوني كه فكر ميكردم نبودم ... نميدونم خدا كنه دعاهام مستجاب بشه ولي من مث هميشه دعا نكردم ..
+ امروز قراره بريم موجهاي ابي :))
+ خدايا شكرت :))
تاريخ شنبه نهم مرداد ۱۳۹۵سـاعت 6:17 نويسنده یه دختر عینکی| |
رادیو هپروت...