خاطرات من و کنکور نازنینم ...

خرید بک لینک
سلام ...

بلاخره کنکورم تموم شد ... با همه درس خوندنامو کم کاریامو افسرده شدنمو شیطونیامو همش تموم شد ...

تو بهمن ناامید شده بودم که دیگه فایده نداره ... اواخر فروردین افسردگی مختصری گرفتم که گفتن عادیه اینگار ...

تو اردیبهشت نمیدونم چم شده بود فشارم میوفتاد میشد هشت حتی یبارم شیش شد ... مدرسه رو به بهونه درسخوندن میپیچوندم ... زنگ میزدم به نعیمه خاطرات تکراری و میگفتیم و میخندیدیم ...

امسال حالم خوب بود بد بود دلتنگ میشدم الکی اما همیشه خندیدم مث همیشه و همیشه شیطون ترین همه جا بودم ... به چه چیزایی فکر کردم اوه اوه ...

+فعلا که مضطربم ولی خدا کنه نتیجه بگیرم ...

+ خدایا شکرت :)

تاريخ جمعه بیست و پنجم تیر ۱۳۹۵سـاعت 21:37 نويسنده یه دختر عینکی| |

رادیو هپروت...

ما را در سایت رادیو هپروت دنبال می‌کنید

برچسب: خاطرات,کنکور,نازنینم, نویسنده: بازدید: 18 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:17

صفحه بندی