خیلی دلم میخواد خیلی کارا بکنم ولی نمیشه این فضای مجازیه فلان شده نمیزاره که ... ولی از فردا باید شروع کنم از هفته آخر تابستون لذت ببرم ...
چه هواییه این روزا .. مهر و شهریور قاطی شدن قشنگه ... پنجره اتاقم بازه پرده رو میزنم کنار یه حالیه که نگو ...
دقیقا هنوز درک نمیکنم این کلاسی رو که با آقای طغرایی میرم رو ولی خب بعضی وقتا حرفا قشنگی میزنه که یهو آدم میگه باید رتبه اول دانشگاه شم ... هه :)
+ رادیو چهرازی خیلی خوبه ... دیوونن اندازه ی من :)
+ چ تابستون بر خلاف آرزوهایم گذشت ولی در کل خوب گذشت :)
+ همه ی شهر مهیاست مبادا که تو را :) فعلا مواظب خودت باش , مطمعنن یه روز به زبون میاری احساستو هرچند اصلا مهم نیس
+ خدایا ارادت :))
تاريخ دوشنبه بیست و دوم شهریور ۱۳۹۵سـاعت 22:28 نويسنده یه دختر عینکی| |
رادیو هپروت...